امروزه، پژوهشهاي تاريخ اقتصادي در دانشکدههاي اقتصاد در ايران تقريباً مغفول و تاريخ اقتصادي ايران و جهان از برنامه درسي اين رشته حذف شده است. مادام که در يک فضاي انتزاعي، آنگونه که اقتصاد مرسوم ميپندارد، بازارها رقابتي و هزينههاي معاملاتي مساوي صفر فرض شوند، اهميت نهادها در تحليل اقتصادي و تعيين مسير بلند مدت اقتصاد ناچيز خواهد بود و در نتيجه اوضاع حاکم بر آموزش و پژوهش علم اقتصاد در ايران، از اين منظر تا حدی پذيرفتني. اما واقعيت حاکم بر اقتصاد کشورها با چنين فضاي ذهني فاصله بسيار دارد و از اينرو تحليل واقعيتها به شدت نيازمند نگرشي تاريخي است.
اين شماره از فصلنامه اقتصاد سياسي تحول همه جانبه در بردارنده کوششهاي عالمانهاي است که برخي از آنها جلوههايي از اهميت مباحث تاريخ اقتصادي را به نمايش ميگذارد. نخستين مطلب، ترجمه سخنراني رابرت ويليام فوگل به هنگام دريافت جايزه نوبل در رشته اقتصاد در سال 1993 است. وي به عنوان يک تاريخدان اقتصادي، در اين سخنراني، شرحي از پژوهشهاي ميان رشتهاي خود براي تبيين رشد بلندمدت اقتصادي با استفاده از نظريه جمعيت و فيزيولوژي، ارائه مينمايد.
در دومين مقاله، برادلي هانسن، با کنکاش در تجربه تاريخي سياستگذاري دولت در حوزه تجارت ترياک در ايران، در يک چارچوب اقتصاد سياسي، کوشش ميکند توضيح دهد چگونه تفاوت در محدوديتها به تغيير سياستهای دولت انجاميده است.
مقاله سوم به تشريح مفهوم وابستگي به مسير طي شده ميپردازد. لايبوويتز و ماگوليز، در مقاله خود علاوه بر اين، پيآمدهاي توجه به مفهوم فوق در تحليل پديدههاي اقتصادي را توضيح ميدهند.
در چهارمين مقاله، سمير امين با رويکرد اقتصاد سياسي، دو نگرش بديلِ نئوکلاسيکي و سوسياليستي به موضوع مهم محيط زيست را مقايسه مينمايد.
اونر گريف، مولف پنجمين مقاله که ترجمه آن در اين شماره از فصلنامه تقديمتان ميشود، در يک بررسي تاريخي و با استفاده از نظريه بازيها نشان ميدهد که چگونه تجار مديترانهاي در قرن يازدهم توانستند با خلق نهاد اقتصادي کارآ روابط تجاري را تسهيل نمايند.
مقاله ششم، يک واقعه تاريخي در صنعت اتومبيلسازي آمريکا را از منظر سازماندهي اقتصادي، مورد بحث قرار ميدهد. رونالد کوز، در اين مقاله، توضيحات رايج در خصوص ادغام بدنه سازي فيشر در کارخانه جنرال موتورز را به نقد ميکشد و ديدگاه بديلي را ارائه ميکند.
هفتمين و آخرين مطلب ترجمه نخستين بخش از مقاله بيکر و کار در خصوص نظامهاي تأمين اجتماعي است. اين دو، با مقايسه دو نظام متداول تأمين اجتماعي، تجربيات ناشي از جايگزيني آنها را در 12 کشور آمريکاي لاتين و اروپاي شرقي و مرکزي مرور کرده و يافتههاي مهمي را گزارش نموده اند. دومين قسمت از ترجمه اين مقاله در شماره آتي فصلنامه منتشر خواهد شد.
بخش معرفي کتاب اين شماره به مرور اجمالي بر اثر ارزندهاي از ريچارد نلسون با عنوان تکنولوژي، نهادها و رشد اقتصادي اختصاص دارد.
انتشار اين شماره از فصلنامه مرهون کوششهاي در خور ستايش مترجمين مقالات و مؤلف بخش معرفي کتاب و نيز زحمات ارزشمند دستاندرکاران ويرايش و آماده سازي اين نشريه در موسسه مطالعات دين و اقتصاد است. تلاش آنان را ارج نهاده و آمادگي خود را براي دريافت نقطه نظرات و پيشنهادات ارزنده خوانندگان محترم فصلنامه اعلام ميدارم.