تبليغاتX
كلك سينا

كلك سينا

مباحثي پيرامون توسعه‌ اقتصادي

تورم بالا یکی از مسایلی است که در سال های اخیر و خصوصا در سال جاری بطور خاص نظر اقتصاد دانان ایرانی را به خود جلب نموده است . بررسی دلایل بروز تورم از مسایلی است که در روزهای اخیر باعث بروز اختلاف نظر هایی در میان کارشناسان اقتصادی شده است .

از آنجا که آموزه های مرسوم اقتصاد ، بروز تورم را ناشی از نقدینگی –به عنوان علت اصلي مساله– بر می شمارد و از سویی از آنجا که رویکردهای رقیب و یا منتقد در اقتصاد ایران کمتر مورد بحث و بررسی قرار میگیرد، با توجه به نوشته قبلی این وبلاگ ، بد نیست به بررسی علت بروز تورم از منظر ساختارگرایان –که به نوعی منتقد رویه مرسوم اقتصاد نیز میباشد – پرداخته شود . برا ی تهیه این مطلب از نوشته های آقای دکتر شاکری در مرکز پژوهش های مجلس(در سالهای گذشته) و نیز چند کتاب و مقاله استفاده شده است:

1- ساختارگرایان در چارچوب روش شناختي خود عرضه پول را غالبا درون زا و منفعل ارزیابی میکنند و معتقدند که پول در بسیاری از موارد نسبت به سطح فعالیت های اقتصادی و نرخ تورم تعدیل میشود . آنها قبول دارند که بانک های مرکزی میتوانند با اقدامات وسیع و پر زحمت از عرضه پول جلوگیری و در نتیجه تورم را تا حدی کنترل نمایند اما در بسیاری از بخش ها کاهش دادن عرضه پول بیشتر به کاهش تولید منجر میشود تا کاهش تورم .

2- ساختارگرایان معتقدند تا وقتی که عوامل اقتصادی در اقتصاد قدرت شخصی قابل ملاحظه ای دارند و انتظارات تورمی شدید و مستمر است، فشار قیمت ها میتواند ادامه داشته باشد. زیرا آنها ریشه های تورم را در تضاد ها و اصطکاک های توزیعی حل نشده ( unsolved distributional conflicts  ) و سازوکارهای انتشار شوک و عکس العمل ها (مانند شاخص بندی دستمزدها و قراردادها) و تنگناهای طرف عرضه و ساختار اقتصاد جستجو میکنند.

3- ساختارگرایان معتقدند که تورم ماهیتا یک فرایند و جریان پویای دوگانه است .یعنی اگرچه به طور اجتناب ناپذیری یک بعد پولی دارد،اما در عین حال قیمت ها را هزینه ها تعیین میکنند.

3-1. به تعبیری تضاد اجتماعی ارزش نهاده ها مثل دستمزدهای اسمی ،نرخ ارز و قواعدشاخص بندی دستمزدها دست به دست هم میدهند تا پویاییهای تورم را فعال کرده و سطح قیمت ها را بالا ببرند.

4- ساختارگرایان همچنین معتقدند که عدم تحرک منابع ، تقسیم شدن بازار و عدم تعادل بین عرضه و تقاضا ی بخشی و عدم قابلیت رشد مستمر و بالا دراقتصاد را به عنوان عوامل ساختاری تورم میباشد .

4-1. از دید آنها اگر اقتصاد رشد قابل ملاحظه ای نداشته باشد، مستعد گسترش تنگناها و محدودیت هایی چون محدودیت های نرخ ارز ،انعطاف ناپذیری مالیات و مخارج دولت ، عدم توانایی در افزایش پس اندازهای داخلی ، محدودیت عرضه انرژی و امکانات حمل و نقل ،محدود بودن اعتبارات و کمبود عرضه نهاده های واسطه ای میشود . در چنین شرایطی تغییرات تقاضای ناشی از سطوح بالای درآمد با عکس العمل عرضه مواجه نمیشود بلکه به استعداد تورمی کمک میکند ؛ در نتیجه سیاست ضد تورمی که ملاحظات مذکور را مد نظر قرار ندهد محکوم به شکست خواهد بود .

بنابراین در بحث تورم مشاهده می شود که ساختارگرایان  نظراتی را مطرح می کنند که بر عوامل ساختاری تورم  تاکید دارند. اگر به اقتصاد ایران هم نگاهی کنیم شاید بتوانیم نمونه هایی از این نظرات را مشاهده کنیم و  پس از این مشاهدات شاید بتوانیم قبول کنیم که : دلایل  تورم در ایران  صرفا نقدینگی بالا نیست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت   توسط امير جعفرزاده  | 

سلام به همه دوستان. اول از همه ا رحامد و محمدرضا و م.م عزیز سپاسگزارم که با بحث های خوبشان اطلاعات مفید و قابل توجهی به ما دادند و ذهن من یکی رو که خیلی باز کرد. برای این که نظرات بسیار زیاد شده بود و باز کردن آن هم د رپست قبلی سخت شده بود این مطلب را گذاشتم تا دوستان بحث را ادامه بدهند. من یکی که واقعا خواستار ادامه بحث هستم و به شدت دارم استفاده می کنم. ممنون می شم ادامه بدید. باز هم بر خودم لازم می دونم کمال تشکر را از همه دوستان داشته باشم.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت   توسط امير جعفرزاده  | 

با عرض سلام به همه دوستان.

می خواستم مطلبی را با همه دوستان فعال و مخاطبان این وبلاگ در میان بگذارم. و اگر دوستان به سوالات من د راین خصوص پاسخ دهند ممنون شان خواهم شد. سوال من این است که " علم اقتصاد چیست؟ " منظورم از سوال این است که دوستان پاسخ دهند که یک تحقیق علمی. یک گزاره نظری و یا یک مطلب علمی باید دارای چه ویژگی هایی باشد که بتوان به آن علم اقتصاد گفت؟

این سوال من از این مساله نشات می گیرد که در بعضی از بحث هایی که صورت می گیرد برخی از دوستان به دیگری می گوید که شما اقتصادی صحبت نمی کنید. و خواستار بحث در چارچوب علم اقتصاد می شود. هر وقت این مطلب را دیده ام  از آن چیزی دستگیرم نشد. اگر دوستان با تفکر خودشان حدود علم اقتصاد را تعریف کنند می تواند در شفاف سازی این مساله کمک شایانی نماید.

بعدالتحریر۱: این تنها سوال من نخواهد بود و در زمینه هایی دیگر (در صورتی که سوال اولم با استقبال روبرو شود) اقتصادی خواهم پرسید که فکر می کنم بحث در خصوص آنها می تواند به شدت شفاف سازی ایجاد نماید.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت   توسط امير جعفرزاده  | 

 

در سي و سومين جلسه شوراي عالي اداري  که به رياست دكتر محمود احمدي نژاد تشکیل شده بود  طرح تغيير سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور به عنوان معاونت ((برنامه ريزي و نظارت راهبردي رئيس جمهور )) تصويب شد..

سازمان مديريت و برنامه ريزي در ايران متولي امر برنامه ريزي بود. يعني مراحل طراحي و تصويب اوليه آن و در نهايت نظارت بر اجرا را برعهده داشت. بنابراين شناخت دقيق سازمان مديريت و برنامه ريزي در ايران، جداي از شناخت لزوم امر برنامه ريزي در كشورهاي در حال توسعه نيست. تا لزوم و ضرورت برنامه ريزي در كشورهاي در حال توسعه نظير ايران مشخص نشده باشد،‌ نمي توان درك درستي از سازمان متولي آن نيز داشت . بنابراين براي بررسي اين مساله كه آيا اين كار دولت يعني انحلال بزرگترين سازمان برنامه ريزي كشور،‌ كار درستي بوده يانه ابتدا بايد دلايل داشتن برنامه و لزوم برنامه ريزي و به تبع نهاد و سازمان متولي امر برنامه ريزي را بررسي كرد.

اما در این بین دلیل که  رئیس دولت برای این انحلال می آورد بسیار جالب و در خور توجه است! ایشان گفته اند که چون وظایف این سازمان تغییر کرده باید نوع اداری این سازمان نیز تغییر کند و ادغام این سازمان در سازمان های دیگر به دلیل این تغییر وظایف است. خوب اگر این جور است باید دولت ابتدا تشریح کند که چطور یک شبه وظایف سازمان برنامه تغییر کرده است؟ (تغییر وظایف سازمان برنامه به منزله تغییر درفرایند برامه ریزی و نحوه ارزشیابی است) اول باید این تغییرات تشریح شود و سپس بیان شود که وظایف جدید چیست و در چه راستایی است و در نهایت این که با توجه به وظایف جدید باید سازمان جدیدی ایجاد شود و یا این که در وظایف جدید دیرگ نیازی به سازمان برنامه نیست. اما دولت بدون بیان نظرات فوق اقدام به انحلال سازمان برنامه کرده است که موجبات نگرانی اغلب کارشناسان اقتصادی را فراهم آورده است

+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت   توسط امير جعفرزاده  | 

در راستای افزایش امور خیر در مملکت  با خبر شدیم یکی از نویسندگان  این وبلاگ به امر ازدواج اقدام نمودند و همین امشب که این جانب این پست را می نویسم در مراسم ازدواج به سر می برند. این نویسنده عزیز آقای امیر لعلی می باشند. امیدوارم ایشان به همراه خانواده سالها زندگی با طراوت و شادابی داشته باشند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت   توسط امير جعفرزاده  | 

سلام دوستان.

در خصوص سوالاتی که در مورد تحلیل رونق سی دی های قاچاق و آثار زیانبار این پدیده در ماه پیش در وبلاگ مطرح کردم مطلبی را نوشتم که می توانید بخوانید:

http://www.tehranemrooz.ir/v2/default_view.asp?NewsId=24483

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت   توسط امير جعفرزاده  | 

با تشکر از حامد جان به نظرم چند نکته دیگر آمد که خواستم با کانت مطرح کنم چون طولانی شد در این قسمت می نویسم
مسایلی که بیان کردی خیلی خوب و به جا بود. اما راه حلی که می گی به نظرم راه حل بلندمدت است که البته لازم و ضروری است. مشکل ما هم این است که نهادهایی که وظیفه شون کار بلندمدت است می خواهند کار کوتاه مدت کنند و به قول شما. نگاه امنیتی دارند. مثلا خانه سینما و وزارت ارشاد به جای اینکه به مساله سالن ها و کیفیت فیلم ها نگاهی کنند و به دلیل کم کاری هاشون عذر بخواهند و سعی در اصلاح د راین چارچوب کنند . با پلیس جلسه می گذارند و می خواهند این به اصطلاح مافیا رو از بین ببررند. مشکل مهم ما این است که اگر مساله ای را در کواته مدت حل کردیم دیگر به فکر بلندمدتش نیستیم. یعنی این که بالاخره مساله حاد رو باید  در کوتاه مدت حل کرد اما به آن نباید اکتفا کرد. مشکل ما این است که به راه حل کوتاه مدت اکتفا می کنیم. همه اینها رو گفتم برای اینکه می خواستم اولش برای ارائه راه حل بگویم که در کواته مدت عوامل فروش (از هر سه نوعی که حامد در کامنتش گفته) رو جمع اوری کنند و سپس با خیال راحت به راه های بلند مدت فکر کنند. اما به نظرم اگر در کوتاه مدت مشکل حل شود دیگر مسوولان محترم به راه حل های بلندمدت فکر نمی کنند و تا یک بار دیگر مساله حاد نشود بی خیال قضیه می شوند.
پس در این بین باید چه کرد.؟ باید گذاشت تا صنعت سینما تعطیل شود تا شاید مسوولان به فکر بیافتند؟ چقدر طول می کشد تا راه حل های بلندمدت جواب بدهند؟ با نگاهی که مسولان به سینما دارند و آن را صرفا یک کالای فرهنگی و برای اوقات فراغت مردم می دانند(یعنی آن را کالای لوکس می دانند). اگر سسینما تعطیل شود اصلا یه فکر حل مساله خواهند بود یانه؟ به نظرم اگر همین حداقل تولیدات فرهنگی سینمایی هم که داریم از بین بره چندان مسوولان به فکر نخواهند رفت و خوب به نظرشان یک  کالای لوکس تولید نمی شود و این مساله چندان مهمی نباشد. یا این که با امکانات دولتی چند تا فیلم جنگی می سازند تا رسالت خودشان را انجام داده باشند بقیه شو هم بی خیال می شوند.
اگر این مسائل احتمالی درست باشد و. پس چه باید کرد؟
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت   توسط امير جعفرزاده  | 

دوستان، يك پديده اقتصادي پيرامونمان در حال اتفاق افتادن است. از آن اتفاقاتي كه اغلب اقصاددانان و اقتصاد خوانده‌ها در مقابل آن سكوت اختيار كرده‌اند. به نظر مي ‌آيد كه اقتصادخوانده‌ها  و كارشناسان اقتصادي در ايران صرفا در زمينه مسائل خاصي نظر مي دهند ،‌ حوزه‌هايي كه بيشتر در كتاب هاي ترجمه شده د رايران وجود دارد و در مورد پديده‌هايي كه اطرافشان در حال اتفاق افتادن هستند، و البته اقتصادي هم هستند اما در دانگشاه‌هاي اقتصاد تدريس نمي شود و حرفي در آن زمينه‌ها زده نمي شود،   چندان تمايلي به اظهار نظر ندارند. يكي از اين مسائل كه الان در حال وقوع است،‌ ورشكستگي صنعت سينما است.

پديده‌اي اقتصادي كه هر چقدر در روزنامه ها و مجلات دنبال اظهار نظر يك استاد اقتصاد و يا كارشناس اقتصاد گشتم ، مطلبي نديدم. اما موضوع از چه قرار است؟

موضوع خيلي ساده است. سي دي هاي قاچاق و كپي برداري شده فيلم‌هايي كه هم اكنون در حال اكران است،‌ در خيابان ها در حال فروش است. اين مساله البته نو نيست. بلكه الان شبكه توزيع كننده اين سي‌دي ها قدرت خود را نشان داده و تنها پس از يك روز از  اكران فيلم (( اگه ميتوني منو بگير)) سيدي هاي قاچاقش عرضه شده است. به گفته تهيه كننده  اين فيلم ۲۰۰  ميليون تومان ضرر عرضه اين سدي ها براي اين فيلم است.

از طرف ديگر جعفري جلوه، معاون امور سينمايي وزارت ارشاد حجم خسارت وارده به اين صنعت را ۱۰۰ ميليارد تومان اعلام كرده است. (البته مشخض است كه اين رقم غير واقعي و خيلي زياده از ح بيان شده  است اما به هر حال خسارت‌هاي زيادي را براي صنعت سينما به ارمغان آورده است).

از ديگر سو  قانون رعايت كپي رايت هم چنان تصويب نشده  است. نيروي انتظامي هر هفته تشكيل جلسه داده و اعلام مي كند كه دغدغه نيروي انتظامي جمع كردن عرضه كنندگان اين سي دي ها است. اما هم چنان در كنار خيابان ها فروش اين سي دي ها را مشاهده مي كنيم .

اين در حالي است كه ۱۲ تهيه كننده مطرح در جلسه‌اي خواستار اعلام رسمي خانه سينما براي متوقف كردن توليد فيلم‌هاي سينمايي شده است. و بسياري از تهيه كنندگان ديگر تمايلي به توليد فيلم ندارند. توليد فيلم علاوه بر ويژگي هاي فرهنگي كه دارد،‌داراي ابعاد اقتصادي نيز هست و تعطيلي توليدات فيلم سينمايي در ايران نه تنها از لحاظ فرهنگي كه از لحاظ اقتصادي نيز داراي پيامدهاي مفني مي باشد. از جمله بيكاري عوامل توليد فيلم و مسائل ديگر.

به هر حال صنعت سينما د ر وضعيت بغرنجي به سر مي برد و اقتصادانان در سكوت به سر مي برند.

از دوستان عزيز كه همه د ر مسائل اقتصادي آگاه هستند،‌خواهش مي كنم در زمينه چرايي بوجود آمدن اين مساله و تحليل آن، هم چنين راه حل هايي كه به نظرشان مي آيد،‌نظرات خود را بيان نمايند. شايد شروعي باشد بر حساسيت اقتصادخوانده‌ها در پديده هاي اقتصادي نو كه كمتر توسط كارشناسان اقتصادي مورد توجه واقع مي شود. اگر اطلاعات تكميلي هم نياز بود،‌در خدمت هستم و در اولين فرصت با توجه به در خواست دوستان، اطلاعات بيشتري را بيان  خواهم كنم.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت   توسط امير جعفرزاده  |