همانطور که در کاریز هم نوشته ام؛ در اوائل ورود به مدرسهي اقتصادخواني، شايد يكي از معمولترين كارهايي كه هركسي دلش ميخواد كه انجام بده، نوشتن يك مقاله با موضوع اقتصاده! كساني كه سياسيتر هستند احتمالا بدنبال نقد سياست حاكم با شيوههاي اقتصادي اند و كساني هم كه محافظهكاري بيشتري ارند احتمالا بدنبال آثار اقنصادي خودكفايي گندم و موضوعاتي از اين دست ميگردند كه احتمالا مجموعهاي از آمار اقتصادي در بهترين حالت ضميمه انشاي اصلي ميشه و به عنوان مقاله يا تحقيق در يكي از درس هاي انتخاب شده طي سالهاي اول و دوم به نيت اخذ نمره به معلمان اقتصادي ارائه ميشه!
اين روند ممكنه ادامه پيدا كنه كه حاصل خوراك مطالعه روزنامهاي فرد در سالهاي اينده است و در مقابل ممكنه ارتقاي سطح پيدا كنه كه بدليل تفاوت در نوع مطالعه فرد و ارتقا منابع مطالعاتي و آشنايي با منابع مفيدتر و آكادميك تره.
حالا بايد ديد كه به كداميك از اين مجموعهي گستردهاي كه راههاي نشر متعدد پيدا ميكنند ميشه اسم مستندات اقتصادي گذاشت.
ادامه مطلب
