تبليغاتX
كلك سينا

كلك سينا

مباحثي پيرامون توسعه‌ اقتصادي

تورم بالا یکی از مسایلی است که در سال های اخیر و خصوصا در سال جاری بطور خاص نظر اقتصاد دانان ایرانی را به خود جلب نموده است . بررسی دلایل بروز تورم از مسایلی است که در روزهای اخیر باعث بروز اختلاف نظر هایی در میان کارشناسان اقتصادی شده است .

از آنجا که آموزه های مرسوم اقتصاد ، بروز تورم را ناشی از نقدینگی –به عنوان علت اصلي مساله– بر می شمارد و از سویی از آنجا که رویکردهای رقیب و یا منتقد در اقتصاد ایران کمتر مورد بحث و بررسی قرار میگیرد، با توجه به نوشته قبلی این وبلاگ ، بد نیست به بررسی علت بروز تورم از منظر ساختارگرایان –که به نوعی منتقد رویه مرسوم اقتصاد نیز میباشد – پرداخته شود . برا ی تهیه این مطلب از نوشته های آقای دکتر شاکری در مرکز پژوهش های مجلس(در سالهای گذشته) و نیز چند کتاب و مقاله استفاده شده است:

1- ساختارگرایان در چارچوب روش شناختي خود عرضه پول را غالبا درون زا و منفعل ارزیابی میکنند و معتقدند که پول در بسیاری از موارد نسبت به سطح فعالیت های اقتصادی و نرخ تورم تعدیل میشود . آنها قبول دارند که بانک های مرکزی میتوانند با اقدامات وسیع و پر زحمت از عرضه پول جلوگیری و در نتیجه تورم را تا حدی کنترل نمایند اما در بسیاری از بخش ها کاهش دادن عرضه پول بیشتر به کاهش تولید منجر میشود تا کاهش تورم .

2- ساختارگرایان معتقدند تا وقتی که عوامل اقتصادی در اقتصاد قدرت شخصی قابل ملاحظه ای دارند و انتظارات تورمی شدید و مستمر است، فشار قیمت ها میتواند ادامه داشته باشد. زیرا آنها ریشه های تورم را در تضاد ها و اصطکاک های توزیعی حل نشده ( unsolved distributional conflicts  ) و سازوکارهای انتشار شوک و عکس العمل ها (مانند شاخص بندی دستمزدها و قراردادها) و تنگناهای طرف عرضه و ساختار اقتصاد جستجو میکنند.

3- ساختارگرایان معتقدند که تورم ماهیتا یک فرایند و جریان پویای دوگانه است .یعنی اگرچه به طور اجتناب ناپذیری یک بعد پولی دارد،اما در عین حال قیمت ها را هزینه ها تعیین میکنند.

3-1. به تعبیری تضاد اجتماعی ارزش نهاده ها مثل دستمزدهای اسمی ،نرخ ارز و قواعدشاخص بندی دستمزدها دست به دست هم میدهند تا پویاییهای تورم را فعال کرده و سطح قیمت ها را بالا ببرند.

4- ساختارگرایان همچنین معتقدند که عدم تحرک منابع ، تقسیم شدن بازار و عدم تعادل بین عرضه و تقاضا ی بخشی و عدم قابلیت رشد مستمر و بالا دراقتصاد را به عنوان عوامل ساختاری تورم میباشد .

4-1. از دید آنها اگر اقتصاد رشد قابل ملاحظه ای نداشته باشد، مستعد گسترش تنگناها و محدودیت هایی چون محدودیت های نرخ ارز ،انعطاف ناپذیری مالیات و مخارج دولت ، عدم توانایی در افزایش پس اندازهای داخلی ، محدودیت عرضه انرژی و امکانات حمل و نقل ،محدود بودن اعتبارات و کمبود عرضه نهاده های واسطه ای میشود . در چنین شرایطی تغییرات تقاضای ناشی از سطوح بالای درآمد با عکس العمل عرضه مواجه نمیشود بلکه به استعداد تورمی کمک میکند ؛ در نتیجه سیاست ضد تورمی که ملاحظات مذکور را مد نظر قرار ندهد محکوم به شکست خواهد بود .

بنابراین در بحث تورم مشاهده می شود که ساختارگرایان  نظراتی را مطرح می کنند که بر عوامل ساختاری تورم  تاکید دارند. اگر به اقتصاد ایران هم نگاهی کنیم شاید بتوانیم نمونه هایی از این نظرات را مشاهده کنیم و  پس از این مشاهدات شاید بتوانیم قبول کنیم که : دلایل  تورم در ایران  صرفا نقدینگی بالا نیست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت   توسط امير جعفرزاده  | 

یکی از مسایل مهمی که در نظام آموزشی علم اقتصاد در ایران و شاید در تمامی دنیا وجود دارد، آن است که آموزش های صورت گرفته در دانشکده های اقتصاد صرفا در چارچوب اقتصاد مرسوم بوده نگاههایی که (کم یا زیاد) منتقد رویه مرسوم میباشند کمتر به دانش آموختگان آموزش داده میشود . شاید (و تنها شاید) یکی از مسایل موجود در میان اقتصاد خوانده ها و حتی برخی اساتید آن است که هنگامیکه از رویکردهای رقیب در این علم سخن گفته میشود ، در بدایت امر نگاهها به سراغ نظام فکری سوسیالیستی و نظام فکری سرمایه داری معطوف میشود . درهمین شرایط نگاه طیفی به هر یک از نظام های ذکر شده مغفول مانده کمتر مورد توجه قرار میگیرد .واقعیت آن است که در دل نظام سرمایه داری ، طیف های مختلفی از اقتصاد دانان ظهور کرده اند که لزوما در مورد مسایل مختلفی از قبیل نقش دولت در اقتصاد، اهمیت توزیع درآمد ، اهمیت روش شناسی (از منظر های مختلف) و... لزوما با یکدیگر همنوایی نداشته آرای مختلفی دارند . به نظر میرسد که این نگاه طیفی در تفکر سوسیالیستی نیز وجود داشته باشد .

ساختارگرایان گروهی از اقتصاد دانان هستند که در سال های اخیر نکات قابل توجهی از مسایل اقتصادی را مطرح و تجزیه و تحلیل نموده اند . هر چند که از نظر کمی تعداد طرفداران (وشاید آشنایان با) این اندیشه در ایران اندک است و از سویی نظام آموزشی نیز چندان عنایتی به آن دارد، ولی طرح نمودن مجمل کلیدی ترین و بارزترین وجوه اندیشه ای این گروه خالی از لطف به نظر نمیرسد .

1-     ساختارگرایان مدل های خود را بر حسب اجزای حقیقی تشکیل نمیدهند –یعنی تنها با قیمت های نسبی سرو کار ندارند- بلکه بطور صریح آنها را بر اساس قیمت ها و جریانات درآمدی بر حسب مقادیر اسمی شکل میدهند. به تعبیر دیگر آنها با همان چیزی که عملا مردم ، بنگاهها و وزرای مالیه با آن مواجه هستند سروکار دارند مانند دستمزدهای اسمی ، نرخ ارز اسمی، بودجه اسمی و..

2-     ویژگی دیگر الگوی ساختارگرایان آن است که قیمت ها با درجات مختلف تحت کنترل عوامل اقتصادی هستند و در فرایند قیمت گذاری مجال اعمال قدرت شخصی وجود دارد. یعنی علاوه بر هزینه های تولید کالا و محصول ، وضع حاشیه های سود یا اضافه بهای دلخواه ( (  mark up   در شکل گیری قیمت ها و تحریک پویایی ها نقش مهم دارد

3-     هر مجموعه از بازیگران اقتصادی که به نوعی به یک طبقه توزیعی (دستمزدها – سود شرکت ها و..) یا یک بخش تولیدی مرتبط میشوند، الگوهای رفتاری متفاوتی دارند و بطور جزیی بر روی نظام کنترل دارند . فضای مانور موجود برای رفتار افراد (و حتی دولت) به نهادها و تاریخ اقتصادی مورد بررسی بستگی دارد .

4-     ترسیم رفتار عوامل اقتصادی در الگوهای اقتصادی تابعی از نحوه توصیف خود از ارتباطات علی و معلولی در سیستم کلان اقتصادی است . از دید ساختارگرایان ، وقتی اقتصاد با یک اختلال تعادلی مواجه میشود ، به روش های بسیاری میتواند تعدیل شود . ممکن است سطوح محصول یا توزیع درآمد در میان طبقات تغییر کند و همچنین ممکن است نرخ بهره یا توزیع درآمد در میان طبقات تغییر نماید در عین حال ممکن است که ثروت افراد محدود شود یا گسترش یابد . بنابر این طراحان الگوهای اقتصادی در شرایط و محیط های مختلف باید آن سازوکارهای تعدیلی را در مدل خود تعبیه کند که با علل تجربی یا نهادهای مربوط به شرایط اقتصادی مورد بررسی ،سازگار و قابل توجیه باشد. از دید ساختارگرایان تا وقتی که روابط ساختاری گروهی و قدرت اقتصادی تعریف نشود چنین کاری امکان ندارد.

 4-1. در نتیجه قواعدی که در مدل های کلان تعبیه میشوند بایستی بیشتر از ناحیه تاریخی ونهادی  توجیه شوند تا از ناحیه تبعیت از قواعد بازی های بهینه یابی خانوارها و بنگاهها.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت   توسط رسول رييس‌جعفري  | 

یکی از مطالب جالبی که اخیرا صادق الحسینی در وبلاگ خودش مطرح کرده پرداختن به این مساله(با این زمینه و حال و هوا) است که ما چرا وبلاگ مینویسیم؟ به نظر من هر کسی ممکن است به دلیلی به وبلاگ نویسی بپردازه. برخی از انگیزه های من (ما) از نوشتن وبلاگ اقتصادی این چیزهایی که میگم بوده و آثار مثبت و منفی زیر را داره:

1-     وبلاگ نویسی از فسیل شدن و تک بعدی شدن آدم ها جلوگیری میکند. خصوصا اگر وبلاگ نویس ها اقتصاد خوانده هم باشند . از آنجایی که جمع شدن اقتصاد دانان(خوانان) زیر یک سقف و همنوا شدن آنها در همه امور کار خیلی مشکلی است، امکان شکل گیری بحث های جدی و یا نسبتا جدی فراهم میشه و آدم  مجبور میشه کمی به مغزش فشار بیاره  .

2-     برای کسانی که در ایران اقتصاد میخوانند (خارجی ها را نمیدانم) وبلاگ جای خوبی برای بحث کردن در مورد مسایل اقتصاد ایران است ؛ چیزی که متاسفانه در کلاس های درس ما جایش خالی است .

3-     وبلاگ جای خوبی برای شناخت اقتصاد دانان(خوانان) در دنیاست . تعداد کسانی که در دنیا در مورد اقتصاد نظریه پردازی ویا اقتصاد میخوانند کم نیست که طبعا شناخت همه آنها برای ما ممکن نیست . در عین حال ارتباطات بواسطه وبلاگ بیش از پیش گسترش پیدا میکنه .

4-     یک بار از یکی از اساتید بزرگوار که دستی هم در فلسفه دارند سوال کردیم :با توجه به اینکه ما علایق متعدد داریم به نظر شما ما چکار کنیم که متخصص بشویم و چگونه علایق خودمان را مهار کنیم؟ ایشان جواب جالب و معنا داری داد . وی گفت : همه ما بایستی تلاش کنیم تا از علم برای خود خانه ای بنا کنیم و در یک حوزه متخصص شویم . شما وقتی خانه ای برا ی خودتان ساختید دیگر خیالتان راحت است که خانه و مسکن دارید . حال ممکن است سوار مرکبی هم بشوید و برای مسافرت کوتاه یا بلند از خانه خود دور شوید . ولی خانه شما پابرجاست . وقتی متخصص شدید خانه خودتان را ساخته اید و وقتی به حوزه های مورد علاقه تان سرک میکشید در حقیقت مسافرت کوتاهی میکنید ؛ ولی به خانه خود بر میگردید .

4-1 . از نظر من وبلاگ نویسی از یک منظر حکم سفر کردن کوتاه را برای ما دارد . زمینه تخصصی هریک از ما (که ابعاد شغلی هم پیدا میکند) پابرجاست . من به شخصه بطور مستمر در حوزه تخصصی خودم مطالعه میکنم ، از کلاس های آموزشی مرتبط استفاده میکنم ُ تلاش میکنم به نرم افزارهای بیشتری تسلط پیدا کنم و درعین حال سعی میکنم دانش خودم را در آن حوزه (در حد امکان) بروز نگهدارم و بیشتر بیاموزم . ولی برا ی تنوع در کار ؛وبلاگ هم مینویسم.

5- راستش را بخواهید من از مطالبی که در وبلاگها مطرح میشود ایده های زیادی میگیرم . خیلی وقت ها چیزهایی که به ذهنم خطور میکند را در وبلاگ مینویسم تا دوستان اصطلاحا ایده من را شلاق بزنند تا از پختگی لازم برخوردار شود هر چه باشد خرد جمعی چیز مهمی است ؛از نظر من (ما) وبلاگ تنها حکم یک چرک نویس را دارد و مکان خوبی برای تضارب آرا میباشد .

6- مطالبی که در وبلاگها مطرح میشود به من دید میدهد . من معتقدم که اگر کسی شرایط اقتصاد ایران را نشناسد(با هر رویکردی) و در این زمینه تلاش نکند نمیتواند در عرصه کارشناسی حرف درست و درمان بزند و احتمال پرت و پلا گفتن اش زیاد میشود . وقتی که یک مساله اقتصادی را جلوی کسی میگذارند خیلی مهم است که جهت را درست تشخیص بدهد و ورود و خروج صحیح به مساله داشته باشد .

7- اگر کسی وبلاگ نویس باشد و مطالعه تئوریک نداشته باشد خوب نیست . متاسفانه برخی از کسانی که از محیط تحصیل جدا میشوند پس از مدتی تئوری ها از یادشان میرود . در این شرایط احتمال سخن نادرست زیاد میشود . وبلاگ نویسی خوب است به شرط عدم افراط و مطالعه در کنار آن . شاید یکی از دلایلی که ما وبلاگ گروهی ایجاد کردیم این بود که ما تعدادی دانشجوی اقتصاد و نسبتا هم فکر بودیم. به نظرمان رسید که اگر گروهی کار کنیم هم میتوانیم به امورات مهمتر زندگی و درسی بیشتر برسیم و هم اینکه در موضوعات مختلف که بیشتر درآن کار کرده ایم  بنویسیم . با این شیوه مطالب با عمق بیشتر در وبلاگ گذاشته میشود .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت   توسط مهدي ايجي  | 

مدتی است به علت جستجوی مطالبی جهت موضوع پایان نامه به مطالب جالبی در زمینه تفاوت های روند افزایش قیمت اخیرنفت با شوک های اول و دوم نفتی برخورده ام که سعی می کنم آن را در چند بخش خدمتتان ارائه کنم. در این زمینه از نظرات آقای  سید غلامحسین حسن تاش و دکتر علی اصغراسماعیل نیا بهره گرفته ام.

 

به طور کلی هر عامل یا عواملی که سبب بروز اختلال در عرضه یا تقاضای نفت و متعاقب آن در بازار نفت شوند، خصوصا آن که این عامل یا عوامل غیرقابل پیش بینی بوده و در کوتاه مدت غیر قابل تعدیل باشند به عنوان شوک یا تکانه ای بر بازار نفت قلمداد می شوند. همان گونه که در قبل اشاره شد در بازار نفت تکانه هایی در سال های مختلف به دلایل متعددی سبب بروز اختلال در سیستم اقتصادی بسیاری از کشورهای مصرف کننده و تولیدکننده نفت گردیده است. اما در این رهگذر عده ای از کشورها که دارای اقتصاد باثبات و قوی بودند توانستند به این مشکل پس از گذشت زمان فائق آیند اما کشورهایی نیز وجود داشته اند که نتوانسته اند آثار این شوک ها را بر اقتصادشان کنترل کنند.

.

آن چه در این مجال بحث ماست توجه به این نکته است که چه میزان و از چه جنبه هایی  افزایش قیمت امروز نفت و فرآورده های نفتی در مقایسه با افزایش های دهه 70 و 80 متفاوت است، چه از نظر تأثیر بر اقتصاد جهانی و داخلی و چه از نقطه نظر تأثیر بر مصرف و تقاضای این فرآورده ها یا اثرات آن بر رقابت های جهانی، شاخص های اقتصاد کلان و .... 

 

در ابتدا باید به این نکته دقت نمود که اقتصاد امروز جهان به چه میزان شبیه به اقتصاد دهه 70 یا 80 است ؟ در اینجا باید گفت که شرایط امروز کاملا با شرایط آن دهه متفاوت است، امروزه آسیب پذیری تولید - خصوصا در اقتصاد کشورهای مصرف کننده-  بسیار کمتر می باشد چرا که از طرفی اقتصاد کشورها از یک اقتصاد با پایه ی صنعت به اقتصادی با پایه ی خدمات تبدیل شده است و همه می دانیم در بخش خدمات مصرف انرژی بسیار کمتر از بخش صنعت می باشد و به بیان بهتر بخش خدمات حساسیت کمتری به انرژی و به تبع آن قیمت های انرژی دارد.( خصوصاً این امر در اقتصاد امریکا بیش از پیش مشاهده می گردد )

از طرف دیگر تشکیل "آژانس بین المللی انرژی" در دهه 80 سبب شد تا کشورهای مصرف کننده با اتخاذ سیاست هایی به صرفه جویی و بهینه سازی در مصرف انرژی دست یابند که این امر خود تأثیر نوسانات قیمت را بر اقتصاد آن کشورها کاهش می دهد. در آینده در این باره بیشترسخن خواهیم گفت.

 

امروزه بسیاری از کارشناسان معتقدند که افزایش قیمت های نفت طی چند سال اخیر را نمی توان "شوک نفتی" نام نهاد چرا که اگر بخواهیم شوک نفتی را تعریف کنیم باید تکانه ها و نوساناتی را در نظر بگیریم که پس از رفع عامل شوک از بین رفته و قیمت را به قبل از نوسان باز می گرداند در صورتی که در افزایش قیمت اخیر چنین امری را شاهد نیستیم و گویا هم کشورهای تولیدکننده و هم کشورهای مصرف کننده به این سطح قیمت ها رضایت دارند و به دلیل همین امر است که چندین سال است علی رغم افزایش در قیمت ها، با تغییرات شدیدی در تقاضا ، مصرف یا عرضه مواجه نیستیم  
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت   توسط سعیده شفیعی  | 

متن زیر سخنرانی دکتر فرشاد مومنی است که در جلسه ی نهادگرایی موسسه ی دین و اقتصاد ارائه گردید.

چندي پيش تعبيري در يك سمينار علمي از سوي يكي از همكاران مطرح شد كه بسيار جالب و درست بود با اين مضمون كه از گرفتاري‌هاي بزرگ نظام آموزش اقتصاد در ايران اين است كه بند ناف اغلب اقتصاددانان ايران را با آموزه نئوكلاسيكي بسته‌اند و ساختار اين نظام به گونه‌اي است كه اين تصور را به صورت نهادمند تحميل مي‌كند كه گويي فقط يك زاويه نگاه علمي به اقتصاد وجود دارد و آن زاويه‌اي است كه نئوكلاسيك‌ها نگاه كرده‌اند.                                                                          


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت   توسط رسول رييس‌جعفري  | 

دوست عزيزم حامد قدوسي چندي پيش در سرمقاله‌اي با عنوان «اقتصاد سیاسی تورم» به عوامل ايجاد تورم در اقتصاد ايران و راه‌هاي كنترل آن پرداخته بود. نوشته‌ي او از دو بعد براي من جالب توجه بود.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت   توسط اسماعيل صفرزاده  | 

دوست خوبمان آقای دکتر احمد سیف مطلب جالبی در مورد مکانیسم بازار و عملکرد آن در جامعه نوشته و برای درج در این وبلاگ ارسال کرده اند که ضمن تشکر از لطف ایشان نوشته شان را در اینجا آورده ایم :

از این پیش گزاره آغاز می كنم كه وجود یك دولت كارآ جزء جدائی ناپذیر كارآئی یك نظام اقتصادی بر اساس بازار است. درس نامه های دانشگاهی و ادعاهای محققان نئولیبرال به جای خودمحفوظ، در واقعیت زندگی نمونه ای وجود نداشته است كه رابطه بین این دو غیر از این بوده باشد. یعنی بر خلاف آنچه كه گاه گفته می شود، بحث بر سر انتخاب بین این دو نیست. مسئله اصلی و كاردانی و كارشناسی واقعی فراهم كردن شرایط لازم برای ایجاد توافقی منطقی بین این دو است. اگر از دیدگاه كسانی كه بحث را به بن بست انتخاب ناگزیر بین دولت و بازار می كشانند، تجربة نظام دستوری تائیدی بر اهمیت بازار باشد، تجربه كشورهای سرمایه سالاری صنعتی [ در وجه مثبت ] و بسیار كشورهای دیگر چون برزیل، تایلند، مكزیك، آرژانتین، اندونزی...  [ در وجه منفی] تائیدی دو باره بر ضرورت كارآئی دولت برای پیشبردمطلوب امورات اقتصادی در نظامی بر اساس بازار است.

این سخن در وجه كلی درست است كه قدرت فسادآفرین و فاسد كننده است ولی این قدرت نمی تواند و نباید تنها به قدرت كنترل نشدة سیاست پردازان و دولت محدود شود. قدرت نامحدود عوامل اقتصادی در بازار نیز حداقل به همان شدت و به همان مقدار فاسد كننده و فساد آفرین است. اگر برای جلوگیری از فاسد شدن سیاست پردازان، محدود بودن زمان قدرت مداری تجویز می شود، برای جلوگیری از قدرت فاسد كنندة بازار نیز راههای برون رفت لازم است كه كنترل و تنظیم مقررات موثر از جمله موارد آن است. پرسش اصلی اما این است كه چه كسی یا چه نهادی باید در تنظیم این مقررات و كنترل بكوشد؟ شیوه های خودگردان كنترل، معمولا مثمر ثمر نیست و نتایج مطلوب ببار نمی آورد. به این ترتیب، اگر پاسخ این باشد كه دولت، پس، آن گاه اهمیت و ضرورت كارآئی دولت نمود برجسته تری پیدا می كند. از دولتی غیر كارآ و رابطه باز، تنها مقرراتی غیر كارآ و نظامی رابطه سالار بر می آید و دیگر هیچ. و كنترل و یا مقررات غیر كارآ و رابطه سالار نه فقط مددكار نیستند بلكه به ناهنجارترین صورت ممكن مخربندو فاسد كننده. یعنی می رسیم به اول سطر.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت   توسط كارشناسان اقتصاد  | 

روز یکشنبه دوست بسیار عزیزم رضا مجید زاده مطلبی را به مناسبت آغاز سال تحصیلی جدید در نقد آموزش علم اقتصاد در دانشگاه ها در روزنامه اعتماد نوشته بود که از جهات زیادی برای من جالب توجه بود.

رضا نوشته ی خود را با این جملات اغاز کرده:

"تدريس اقتصاد در دانشگاه ها همانند تدريس شکار اژدها است. سال ها است که به دانشجويان مي آموزند در دنيا گونه هاي متفاوتي از اژدها وجود دارد. مباحث بسيار مفصلي در مورد رنگ، طول، نژاد، محل زيستن و نقطه ضعف اژدها به دانشجويان ياد داده مي شود. زماني که دانشجويان اقتصاد، در هر کجاي دنيا، از دانشکده هاي اقتصاد فارغ التحصيل مي شوند، تنها موجودي که هرگز با آن مواجه نخواهند شد همان اژدهاي خيالي اقتصاد مرسوم است."

متن کامل این نوشته را می توانید در اینجا بخوانید.

ناگفته نماند خودش از نوشته اش راضی نبود و می گفت می توانستم از این بهتر بنویسم!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت   توسط رسول رييس‌جعفري  | 

به توصيه دوست خوبم آقای امير جعفر زاده تلاش می کنم بتوانم تا در چند بخش تاحدودی از    اثرات شوک نفتی اخير در مقايسه با شوک های قبلی بنويسم اما قبل از آن اجازه می خواهم کمی با توجه به صحبت های ايشان مبنی بر اثرات سياست های اوپک بر بازار، درباره ی ماهيت اوپک و نقش آن در بازار بگويم. اصولاً قبل از پرداختن به شناخت شوک های نفتی و آثار آن بر اقتصاد جهانی لازم است به شناخت دو طرف عرضه و تقاضای بازار پرداخت که در اين راستا شناخت اوپک و سياست های آن ضروری می نمايد. در يادداشت های بعدی تلاش می کنم تا درباره ی شوک های نفتی و آثار آن بر اقتصاد کشورمان بنويسم:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت   توسط سعیده شفیعی  | 

اسماعیل صفر زاده عزیز در کامنتی در پست قبلی از من سوال کرده بود که " در پناه دولت کار کردن برای بخش خصوصی چرا یکی از بهترین و کم هزینه ترین راهکارهاست؟ در جامعه ما یک چیز دیگری می ینیم. ببینیم در پناه دولت کار کردن با چه هزینه ای برای بخش خصوصی صورت می گیرد" . راستش از آنجا که پرداختن به این موضع از نظر من اهیمت زیادی دارد ترجیح دادم تا نظر خودم را در یک پست جداگانه بنویسم .من از چند موضع نسبتا مرتبط با هم و به اجمال قصد باز کردن مساله را دارم :

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت   توسط مهدي ايجي  | 

در روزهای گذشته بحث واگذاری سهام برخی شرکت های اصل 44 مطرح بود که به گمان من یکی از مهمترین رویدادهای اقتصادی این چند روز بحساب می آید . یکی از انتقادات وارده به واگذاری سهام شرکت های مورد نظر ، کم رنگ بودن حضور بخش خصوصی و واگذاری سهام به بخش دولتی و یا شبه دولتی میباشد . در این نوشته تلاش نموده ام تا از یکی از منظرهای رابطه میان بخش دولتی و بخش خصوصی به بررسی دلیل کم حضوری بخش خصوصی برای خرید سهام بپردازم .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت   توسط مهدي ايجي  |