قطعاً با ديدن نام بنده انتظار داريد در ادامه مطلبی از نفت يا انرژی بشنويد، پس اين انتظارتان را بی پاسخ نمی گذارم و از مهم ترين وقايع اين روزها می نويسم که چيزی نيست به جز جهش روز به روز قيمت نفت...
بالاخره رويای نفت 80 دلاری هم به واقعيت پيوست و اکنون جهان در انتظار جهش قيمت ها به 90 دلار است و احتمالاً پس از آن رويای 100 دلاری ...گذشته از تمام هياهوهای پيرامون اين شوک ششم نفتی 1 و اثرات آن بر اقتصاد جهانی چند نکته مهم و اساسی به نظر می رسد :
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت   توسط سعیده شفیعی
|
دولت برای فراهم ساختن اشتغال مجدد مقرریبگیران بیمه بیکاری تسهیلاتی در نظر گرفته است. بر این اساس؛ کارفرمایانی که اقدام به استخدام مقرریبگیران بیمه بیکاری کنند، از این مزایا بهرهمند خواهند شد:
1- حق بیمه سهم کارفرما و سهم کارگر توسط دولت پرداخت میشود (اینجا)
2- دولت 70 درصد حقوق کارگران را بجای کارفرما پرداخت میکند (همان)
3- 10 میلیون تومان وام به کارفرما تعلق میگیرد (اینجا)
با اینهمه تسهیلات برای کارفرمایان، آیا منطقی است واحدهای کارگاهی کارگران خود را اخراج نکرده و از لیست مقرریبگیران بیمه بیکاری استفاده نکنند؟ واقعاً دولت تصور میکند با این تسهیلات، نرخ بیکاری در جامعه کاهش مییابد؟
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت   توسط امير لعلي
|
معضل افزايش قيمت بی رويه مسکن چندی است به يکی از مهم ترين مسائل اقتصادی کشور تبديل شده است. دولت و سياستگذاران امر مسكن نيز در تلاشند تا با ارائه راهكارهايي تا حد توان اگر نتوانند قيمت مسكن را كاهش دهند حداقل از افزايش بيشتر آن جلوگيري نمايند ؛ راهكارهايي که بيشتر شبيه به الگوبرداريهايي عجولانه از برخي روشهايي است كه در ساير كشورها اجرا مي گردد. امری که متأسفانه طی سال های اخير در اقتصاد کشور ما بسيار رايج بوده است و همواره كشور را متحمل هزينه هاي بسياری نموده است. اجاره هاي 99 ساله نيز يکی از اين طرح هاست كه به منظور ساخت مسکن ارزان قيمت به وسيله حذف قيمت زمين از قيمت مسكن پيشنهاد گرديده است. گذشته از محاسن و معايب اين طرح، شكي نيست كه اجرای اين طرح در وهله اول گسترش آپارتمان نشيني را تشديد می سازد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت   توسط حميد بختياري
|
همانطور که در کاریز هم نوشته ام؛ در اوائل ورود به مدرسهي اقتصادخواني، شايد يكي از معمولترين كارهايي كه هركسي دلش ميخواد كه انجام بده، نوشتن يك مقاله با موضوع اقتصاده! كساني كه سياسيتر هستند احتمالا بدنبال نقد سياست حاكم با شيوههاي اقتصادي اند و كساني هم كه محافظهكاري بيشتري ارند احتمالا بدنبال آثار اقنصادي خودكفايي گندم و موضوعاتي از اين دست ميگردند كه احتمالا مجموعهاي از آمار اقتصادي در بهترين حالت ضميمه انشاي اصلي ميشه و به عنوان مقاله يا تحقيق در يكي از درس هاي انتخاب شده طي سالهاي اول و دوم به نيت اخذ نمره به معلمان اقتصادي ارائه ميشه!
اين روند ممكنه ادامه پيدا كنه كه حاصل خوراك مطالعه روزنامهاي فرد در سالهاي اينده است و در مقابل ممكنه ارتقاي سطح پيدا كنه كه بدليل تفاوت در نوع مطالعه فرد و ارتقا منابع مطالعاتي و آشنايي با منابع مفيدتر و آكادميك تره.
حالا بايد ديد كه به كداميك از اين مجموعهي گستردهاي كه راههاي نشر متعدد پيدا ميكنند ميشه اسم مستندات اقتصادي گذاشت.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت   توسط حامد قناعي
|
در یک ماه گذشته،بحث تشکیل بانک قرض الحسنه سکه در کشور مطرح شده است . از زمان شکل گیری این بانک ، دلایل تشکیل چنین بانکی ذهن من را به خود مشغول داشته بود . یکی دو باری هم بر سر تشکیل این بانک بحث شد که دوستان نظرات مختلفی داشتند.
نکاتی که در خصوص تشکیل این بانک به نظرم میرسد را مطرح میکنم .
1- تصور ابتدایی من آن بوده که اگر جستجو کنم، احتمالا مستنداتی را در خصوص دلایل تشکیل بانک قرض الحسنه در بانک مرکزی خواهم یافت. تا آنجا که من پیگیری کردم ، در خصوص تشکیل بانک مذکور در بانک مرکزی چیزی نیافتم .شایددر بانک رفاه چیزی موجود باشد که من از آن اطلاعی ندارم .
۲- دولت در یک ماه گذشته ، منابعی را در خصوص تشکیل این بانک (در بانک رفاه) تجهیز نموده که با پیگیری که نمودم به نظر نمی رسد چندان در جلب مشتری موفق بوده باشد . هرچند که حجم تبلیغات در خصوص تشکیل این بانک و خدمات پس از آن در روزهای اول زیاد و در روزهای بعد نسبتا کاسته شد .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت   توسط مهدي ايجي
|
چند وقتی بود قصد داشتم مطلب جدیدی در این وبلاگ بگذارم اما تا نصفه ی نوشته که می رفتم پشیمان می شدم و نوشته را در فایل دست نوشته هایم ذخیره می کردم.
تا اینکه چند روز پیش خیلی بی مناسبت با عده ای از دوستان بحث کنکور به میان آمد و طبق روال معمول محافل دوستی ما که همه چیز را به اقتصاد می چسبانیم وتحلیل اقتصادی_جدیدا البته نهادی_برایش می کنیم کنکور را و اثرات اقتصادی ان را بر خانواده ها و جامعه بررسی نمودیم.
در این نوشته قصد آمار دادن و تحلیل کردن ندارم که اگر امار یا تحلیل خواستید می توانید به اینجا و اینجا و اینجا و اینجا و یا اینجا مراجعه نمائید.
نکته ای که علاوه بر تمام تحلیل ها به ذهنم خطور کرد جابجا شدن طبقات اجتماعی حاظر در دانشگاه های آزاد و دولتی با هم است.
تا 7-8 سال قبل که تا این حد کلاس های کنکور و آزمون های آزمایشی و کتاب های کمک آموزشی و اردوهای پیش دانشگاهی فراگیر نشده بود و اکثر شرکت کنندگان در کنکور تقریبا از شرایطی مشابه به لحاظ امکانات آموزشی برخوردار بودند.
در نتیجه وقتی به دانشگاه ها سر می زدی مثلا در دانشگاه های دولتی اکثر قبول شدگان را متعلق به طبقه ی متوسط می دیدی و بضاعت مالی فرد نقش تعیین کننده ای در قبولی او در دانشگاه نداشت و وقتی به دانشگاه آزاد می رفتی اکثر دانشجویان را متعلق به طبقه ی مرفه جامعه می یافتی.
اما امروز گویا شرکت در این کلاس ها و آزمون ها به شدت فراگیر شده و در یک سال آخر داوطلبین به نوعی دوپینگ علمی دست می زنند و به تبع آن شاهد حضور اقشار مرفه تر در دانشگاه های دولتی و معتبر هستیم و بالعکس صندلی های دانشگاه آزاد را معمولا کسانی اشغال می کنند که بضاعت مالی کمتری برای پرداخت هزینه های هنگفت کلاس ها و آزمون ها و اردوهای پیش دانشگاهی داشته اند.
پی نوشت:این تحلیل بر اساس مشاهدات اندک من در 5-6سال دوره ی دانشجویی بوده و درک و دیدگاه شخصی بنده می باشد
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت   توسط رسول رييسجعفري
|
اين روزها در فضاي اقتصاد ايران مسايل زيادي مطرح ميشود كه هريك در دل خود قابل تامل ميباشد و بررسي كارشناسي را بيش از پيش ضروري مينمايد. متاسفانه بدليل زياد بودن تعداد مسايل و (احتمالا) بدلايل اجتماعي ، در شرايطي كه انتظار اظهار نظر فعال تراقتصاددانان در خصوص مسايل جاري اقتصادي وجود دارد ، غالبا كم تحركي و انزوا را در ميان اين طبقه شاهد ميباشيم .
1 - پيشنهاد حذف سه صفر از مقابل وجوه پول ملي ، بحثي است كه براي مقابله با آثار ناشي از كاهش ارزش پول ملي(تا انجا كه اطلاع دارم) در سال هاي گذشته نيز مطرح شده است ؛ ولي بدليل آنكه از نظر كارشناسان و مديران آن دوران اين مساله چندان توجيه مشخص و معيني نداشته و منتهي به درمان ريشه اي مساله نميشده و از طرفي هزينه هاي ريالي بالايي نيز داشته ، از اجراي آن صرفنظر گرديده است . مصاحبه غلامرضا مصباحی ،نماينده تهران كه ارايه كننده پيشنهاد مذكور ميباشد در دل خود نكات قابل تاملي دارد كه پرداختن به آن بي مناسبت به نظر نيامده و انگيزه دولت را از اقدام به اين عمل معلوم ميدارد .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت   توسط مهدي ايجي
|
سلام به همه دوستان. اول از همه ا رحامد و محمدرضا و م.م عزیز سپاسگزارم که با بحث های خوبشان اطلاعات مفید و قابل توجهی به ما دادند و ذهن من یکی رو که خیلی باز کرد. برای این که نظرات بسیار زیاد شده بود و باز کردن آن هم د رپست قبلی سخت شده بود این مطلب را گذاشتم تا دوستان بحث را ادامه بدهند. من یکی که واقعا خواستار ادامه بحث هستم و به شدت دارم استفاده می کنم. ممنون می شم ادامه بدید. باز هم بر خودم لازم می دونم کمال تشکر را از همه دوستان داشته باشم.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت   توسط امير جعفرزاده
|
با عرض سلام به همه دوستان.
می خواستم مطلبی را با همه دوستان فعال و مخاطبان این وبلاگ در میان بگذارم. و اگر دوستان به سوالات من د راین خصوص پاسخ دهند ممنون شان خواهم شد. سوال من این است که " علم اقتصاد چیست؟ " منظورم از سوال این است که دوستان پاسخ دهند که یک تحقیق علمی. یک گزاره نظری و یا یک مطلب علمی باید دارای چه ویژگی هایی باشد که بتوان به آن علم اقتصاد گفت؟
این سوال من از این مساله نشات می گیرد که در بعضی از بحث هایی که صورت می گیرد برخی از دوستان به دیگری می گوید که شما اقتصادی صحبت نمی کنید. و خواستار بحث در چارچوب علم اقتصاد می شود. هر وقت این مطلب را دیده ام از آن چیزی دستگیرم نشد. اگر دوستان با تفکر خودشان حدود علم اقتصاد را تعریف کنند می تواند در شفاف سازی این مساله کمک شایانی نماید.
بعدالتحریر۱: این تنها سوال من نخواهد بود و در زمینه هایی دیگر (در صورتی که سوال اولم با استقبال روبرو شود) اقتصادی خواهم پرسید که فکر می کنم بحث در خصوص آنها می تواند به شدت شفاف سازی ایجاد نماید.
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت   توسط امير جعفرزاده
|
۱- روزهای گذشته با جمعی ۶ نفره از دوستان با مدیریت حامد قناعی سفر خوبی را به شمال کشور(کیا شهر) داشتیم . روز آخر بطور اتفاقی با یکی از طرفداران و کارشناسان محیط زیست برخورد کردیم که آمار تکان دهنده ای را از وضعیت تخریب محیط زسیت در منطقه های شمالی کشور ارایه میکرد . مطابق گفته های این کارشناسُ مساحت جنگل های شمال طی ۲۵ سال گذشته حدودا ۹/۱ برابر شده است . این بنده خدا که در فکر پرورش فوک در منطقه رشت بود میگفت که بدلیل نا آگاهی (یا به هر دلیل دیگر )صیادان فوکهای داخل آب را بدلیل تغذیه نمودن این حیوان از ماهی با تفنگ دولول می کشند . تاسف بر انگیزتر اینکه بقای نسل این حیوان در دریای خزر با تهدیداتی مواجه است .
کم کم دارم به این نتیجه میرسم که فرم عضویت برخی انجمن های مردمی مرتبط با محیط زیست مانند انجمن حمایت از یوزپلنگ ایرانی که توسط جمعی از دوستان خوب مانند سارا باقری اداره میشود را پرکنم و به آن جمع بپیوندم تا گوشه ای از کار را بگیرم .
۲- امروز در خبر خواندم که از مهر آینده همه به دانشگاه میروند . نمیدانم آخر و عاقبت ما چه میشود و واقعا سیاست دولت در خصوص آموزش عالی چیست؟ با این وضعیت اسفناک حاکم بر دانشگاهها همه بیایند به دانشگاه که چه مشکلی از مملکت حل شود؟ اصلا مگر قرار است که همه تحصیلات عالیه داشته باشند؟
افزایش تعداد دانشجویان در دانشگاهها بجز اینکه توقعات دانش آموختگان را برای انتخاب شغل بالا میبرد و بحران بیکاری موجود در کشور را چند سالی به تعوق میاندازد چه نتیجه ای خواهد داشت؟
در گذشته استدلال میشد که "شما (در خصوص جذب دانشجو) کمیت را بالا ببرید کیفیت هم به تبع بالا خواهد رفت چراکه میزان احتمال تعداد کسانی که از دانشگاه با کسب مهارت های مورد انتظار بیرون بیاید بیشتر میشود" . نمیدانم این حرف چقدر قابل اعتناست . اما شما چه فکر میکنید؟
+ نوشته شده در شنبه دهم شهریور 1386ساعت   توسط مهدي ايجي
|
چندي پيش دوستي مهربان پيام كوتاهي محض تذكر و تنبيه ارسال داشت با اين مضمون كه: شما همانقدر بزرگ هستيد كه آينده مطلوب شما بزرگ است. ناخودآگاه به ياد سوالات رئيس جمهور از اقتصاددانان افتادم. يكي از مهمترين سوالات ایشان آن بود كه چگونه درآمد نفتي را خرج كنيم يا به عبارت بهتر با اين درآمد چه كنيم؟ اين نشان ميدهد كه آينده مطلوب دولت نهم هزينه نمودن يا سرمايهگذاري بهينه درآمدهاي نفتي است (كه شايد بتوان آنرا سرمايه ناميد).
حال آنكه سرمايههاي ديگر كشور كه ارزش آن به مراتب از درآمدهاي نفتي بيشتر است، بي هيچ توجهي در بهترين شرايط به يغما و در بسياري مواقع به هدر ميرود و آن سرمايههاي انساني كشور است. به نظر میرسد که نه تنها دولت فخيمه از اين قضيه ناراحت نباشد، بلكه خوشحال است كه همه عادلانه و به يك اندازه بايد شاهد اتلاف سرمايهگذاريهايي باشند كه خود را در طول ساليان و با هزينههاي فراواني كه از جيب دولت يا ملت ميرود به آن تجهيز نمودهاند. بحث سرمايههاي انساني همواره در بين محافل اقتصادي مطرح بوده است و در اينجا قصد تكرار مكررات ندارم. لكن سرمايههاي انساني كه روزانه در اين كشور هدر ميرود به مراتب بيشتر از درآمدهاي نفتي كشور است كه البته حكومت درآن نقشي غير قابل اغماض دارد. يكي از مصاديق اين امر كه بلاشك تنها مقصر آن حكومت است، خدمت مقدس سربازياست كه به راحتي مانند ترمزي ناگهاني برسر راه تقريبا تمام عناصر ذكور وطني سبز ميگردد. واقعا نميدانم كدام منطق است كه حكم ميكند دو سال از بهترين سالهاي زندگي جوانان كشور تحت لواي مقدسترين عنوان كه همانا دفاع از كشور است به بطالت تمام و بي هيچ بازدهي قابل توجهي سپري گردد. دوستاني كه در محاسبات و بهدست آوردن ارقام يد طولايي دارند تلاش نمايند و فقط محاسبه كنند هزينهاي را كه كشور تنها و تنها از قطع ارتباط بين مراكز آموزشي و بازار كار به وسيله اين خدمت مقدس متحمل ميشود به چه میزان است؟ ساير هزينههاي آن اعم از هزينههاي اداره پادگانها، فسادهاي جانبي خدمت مقدس سربازي، هزينههاي اجتماعي آن و... پيشكش ؛ مشاهده و بيان ساير مصاديق اتلاف سرمايههاي انساني كه البته گاهي از وفور به چشم نميآيند (ماهيان نديده غير از آب) به عهده خواننده.
گمان نميكنم كسي با اين نظر موافق نباشد كه بازدهي بالقوه سرمايههاي انساني كه شاهد اتلاف آن در كشور هستيم (كه البته اتلاف وقت نيروي كار شاغل در بدنه دولت و موسسات به اصطلاح شبه دولتي و در بسياري مواقع شركتهاي خصوصي نيز هم كه برخي از آنها در قالب مواردی مانند وبلاگنويسي در ساعات اداري كه البته در بين دوستان ما هم ناديدني نيست نمود مييابد جزو آن است) از بازدهي درآمدهاي نفتي كشور كمتر باشد. با اين تفاسير دولت فخيمه هيچ تلاشي در راه بهبود اوضاع استفاده از سرمايههاي انساني نمينمايد چرا كه آينده مطلوبش آن قدر بزرگ نيست كه اين امر درآن جاي گيرد. لذا بر آقاي رئيس جمهور فرض است كه به اين نكته توجه نمايند.
+ نوشته شده در شنبه دهم شهریور 1386ساعت   توسط حميد بختياري
|
چند روز پیش کتابی رو در باره تاریخ اجتماعی ایران تموم کردم که نکات تاریخی بسیار جالبی رو می شد در اون پیدا کرد. یکی از مهمترین اونها همین پراگراف زیره که در مورد نحوه تظلم خواهی مردم در دوران صفویان از پادشاهان وقت بود. دقت داشته باشید که این روش بر میگرده به قرن هفدهم و هجدهم میلادی در اروپا.
"وسیله مطمئن تر٬ با نتیجه تر و کم خرج تر [دادخواهی از دربار] آن بود که هنگام خروج شاه٬ عریضه ای به وی تقدیم دارند. شاردن می گوید: که شاه هیچ گاه عریضه کسی را رد نمیکرد و اغلب به یکی از ملازمان یا معمولا ایشیک آقاسی باشی دستور می داد که آنرا بگیرد . در دوره شاه اسماعیل دوم برای این منظور عضو معینی را مامور کرده بودند٬ لذا ٬ وی پس از جلوس بر تخت سلطنت ٬ احمد بیگ آسایش٬ اغلی استاجلو ٬ را به سمت حامل عرایض مظلومین و فقرا منصوب داشت...".
اینو مقایسه بکنید با روشهای متداول امروزی قرن بیست و یکمی ایرانی که میلیونها نامه و عریضه از طریق سفرهای استانی رئیس جمهورها (تاکید که٬ این روش مختص احمدی نژاد نبوده و نخواهد بود) حاوی مشکلات و نارساییهای موجود مالی و غیر مالی مردم جمع آوری می شود. که البته در دوره جناب رئیس محترم فعلی دولت به اوج خودش رسیده که اخیرا هزاران نفر بازرس در نهاد ریاست جمهوری نقش ایشیک آقاسی باشی را بر عهده گرفته اند. انگار برگ های این کتاب تاریخ لعنتی ایران خیال ورق خوردن نداره.
+ نوشته شده در سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت   توسط رضا ميرزاابراهيمي
|
قبل از آنکه به نکاتی در تکمله ی بحث پیش اشاره نمایم برخود لازم می دانم از کلیه ی دوستان عزیز به خاطر تاخیر پیش آمده در به روز رسانی وبلاگ معذرت خواهی نموده و به نوبه ی خود و دوشادوش سایر دوستان عزیزم قول دهم تا تلاش بیشتری را مصروف این امر نمایم.
دوستان عزیز استحضار دارند که در حوزه ی علوم انسانی خصوصا علم اقتصاد رسیدن به اجماع بر سر موضوعی یا اصولا ارائه ی نظریه ای که مورد وثوق همگان واقع شود تقریبا غیر ممکن یا تا حدود زیادی دشوار می نماید.
به نظر بنده در حوزه ی مسائل اقتصاد ایران نیز داستان به همینگونه بوده و خواهد بود و کمتر مسئله ای را می توان پیدا کرد که راه حلی یگانه برای آن از سوی تمام تفکرهای موجود در اقتصاد کشور ارائه شده باشد.
با توجه به فرض بالا و با عنایت به رعایت اخلاق حرفه ای بهتر است دوستان عزیز به جای سلبی صحبت کردن در این زمینه و تخریب طرف مقابل بیشتر به دفاع از ایده های خود بپردازند و به جای مخاطب قراردادن دیدگاه متعارض با پسوندها و پیشوندهای ناشایست سعی در تبیین نقاط ضعف دیدگاه رقیب داشته باشند.
از طرف دیگر اگر تغییر مشی و ایدئولوژی را برای خود پسندیده می بینند و با افتخار دم از تحول فکری می زنند این امر را برای دیگران نیز به فال نیک بگیرند.
بیش از این علاقه ای به ورود به این بحث ندارم و باز هم خودم را و همه را به رعایت انصاف دعوت می نمایم.
+ نوشته شده در سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت   توسط رسول رييسجعفري
|